اسكندر بيگ تركمان
891
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
از توپچيان و تفنگچيان خاصه خراسانى بسردارى مجنون بيك يوز باشى و تفنگچيان بكوتوالى قلعه معين گشتند . ذكر محاربهء طهمورث خان گرجى با عليقلى خان و جنود قزلباش در بحران و انهزام قزلباش بحكمت بالغهء ملك مستعان چون تمشيت امور عالم و مصالح احوال بنى آدم در قبضه قدرت حى قدير و سرپنجهء اقتدار خالق هر صغير و كبير است هرگاه حكمت بالغهء الهى اقتضاى امرى نمايد كه از حيز قدرت بفعل آيد و صورتى از پردهء خفا بمنصهء ظهور جلوه نمايد اسباب آن كه هزاران مصلحت عباد در ضمن آن منطويست بر حسب ذااراد [ 629 ] اللّه شيئا هيتا اسبابه بدستيارى كارفرمايان قضا و كاركنان قدر سرانجام مييابد و بسعى عقلاى روزگار و تدبير مدبران تجربه كار تغيير در آن راه ندارد و تماشائيان عالم ظهور را جز بديدهء تسليم و رضا در آن نگريستن چاره نيست مصداق اين سياق محاربهء طهمورث گرجى است با جنود اقبال كه از جهالت و خود - رائى جرأت نموده عاقبت خلق آن ديار را عموما در ورطهء هلاك و بوار انداخت و خودسر گشته باديهء حسرت و سرگردان ديار نادانى گرديد چنانچه در محل خود سمت گزارش خواهد يافت . القصه عليقلى خان و اسفنديار بيك بنوعى كه مذكور شد روانهء گرجستان گشتند عساكر آذربايجان از قورچيان و غلامان و غير ذلك كه بمرافقت مأمور بودند فوج فوج آمده ملحق ميشدند قريب بپانزده هزار كس جمع شده هنوز تفنگچيان و بعضى از عساكر نرسيده بودند كه صلاح در توقف نديده با آن گروه از راه تفليس گرجستان درآمده تا بعرك چائى كه فاصله كاخت و كارتيل و سر راه باشى - آچوقست رسيده رحل اقامت انداختند كه اگر ارادهء رفتن باشى آچوق نمايد از آنجا نتواند گذشت و از جماعت گرجيانى كه اظهار شاهى سيونى كرده بعساكر منصوره ملحق گشته بحسب ظاهر در مقام موافقت و خدمتكارى بودند تحقيق شوارع و راه بيرون شد آن گروه نموده بهر راه كه احتمال عبور داشت محافظان كارآگاه تعيين كرده در انسداد طرق كوشيدند و قراولان كارآزموده از هر طبقهء قزلباش و گرجيان صاحب وقوف آن سرزمين فرستادند كه روز بروز و لحظه بلحظه از حركت مخالف خبردار بوده اعلام مينموده باشند . جنك طهمورث با لشكر قزلباش و انهزام آنها طهمورث با حشرى انبوه از جنود گرجيه كه بر سر داشت عزم محاربه حزم نموده از محل اقامت در حركت آمد و امراء عظام از اخبار كاذبه گرجيان حركت او را حمل بر فرار كرده اصلا از عزيمت او به طرف عسكر قزلباش اثرى ظاهر نبود تا آنكه قراولان گرجى شبى خبر دادند كه طهمورث بعزم رزم متوجه گشته نزديك رسيده است هر چند بر سخن آن طايفه اعتمادى نبود اما بنابر احتياط صبح زود امراء عظام و عساكر بهرام انتقام جبه و يراق بر خود مرتب ساخته از اردو بيرون رفتند كه محل مناسب جهت جنگ اختيار نموده اگر خبر مذكور صورت وقوع داشته باشد محاربه اتفاق افتد و الا زمين ديگر كه مناسبتر باشد